الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

442

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

واحد با هم جمع نمىشوند و اينها چهار چيزند 1 دو ضد ، مثل ، سياه و سپيد . 2 - دو متناقض ، مثل : ضعف يعنى دو برابر و نصف نيمهء از هر چيز 3 - وجود و عدم ، مثل : ديدن و نديدن ( بينائى و نابينائى ) . 4 - موجبة و سالبة در اخبار ، مثل : كلّ انسان ههنا و ليس كلّ انسان ههنا : انسانى همينجا هست و انسانى همينجا نيست . ( انسانهايى اينجا هستند و نيستند ) بيشتر متكلّمين و اهل لغت همهء موارد چهارگانه فوق را از ضدّها و تضادّها قرار داده‌اند و مىگويند : اجتماع دو ضدّ در جاى واحد صحيح نيست و گفته شده خداى تعالى « لا ندّ له و لا ضدّ » زيرا - ندّ - اشتراك در جوهر است و - ضدّ - چيزى است كه دو چيز متنافى را كه از جنس واحدى هستند از يكديگر متمايز مىكند و خداى تعالى منزّه است از اينكه جوهر باشد بنابراين « لا ضدّ له و لا ندّ » . در آيه : ( وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا - 82 / مريم ) يعنى نفى كنندگان آنها هستند « 1 » . . ضرر : الضُّرّ : بد حالى ، كه يا در جان كسى است بخاطر كمى دانش و فضل و عفّت و يا در بدنش در اثر كمبود و بيمارى عضوى يا نداشتن عضوى و يا در حالتى ظاهرى كه از كمى مال و جاه حاصل مىشود ، در آيه : ( فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ - 84 / انبياء ) احتمال هر سه زيان و ضررى كه ذكر شده هست . و در آيه : ( وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ - 12 / يونس ) .

--> ( 1 ) غير خدا را پرستيدند تا بت‌ها و طاغوتها مايهء بزرگى آنها شود امّا غير خدايان و معبودان آنها خود با ديدن سختى و عذاب نسبت به پرستندگان خويش اظهار كفر و بيزارى مىكنند و حتّى در قيامت با آنها ضد فراعنه و سران گروههاى كفر و ستم كه در دنيا مورد پيروى و حتّى مورد پرستش دگماتيست‌ها يا جز ميّون غير خدا پرستان بوده‌اند در آنجا از طرفداران دنيائى خويش بيزارى مىجويند .